تبلیغات در اینستاگرام

تبلیغات در اینستاگرام از طریق اینفلوئنسرها

           چرا باید کار تبلیغات در اینستاگرام از طریق اینفلوئنسرهای خود را به شرکتی داده محور بسپارید؟

تبلیغات در اینستاگرام از طریق اینفلوئنسرمارکتینگ، یکی از روش‌های نوین بازاریابی است که کسب‌وکارهای مختلف به آن روی آورده‌اند. اینفلوئنسرها افرادی هستند که می‌توانند با قدرت تأثیرگذاری بالا در مدت کوتاهی موجب رشد کسب و کارها شوند. برای تحقق این رشد، آگاهی از چگونگی تبلیغات و به کار بردن روش‌های مؤثر در اینفلوئنسر مارکتینگ امری ضروری است و در این میان شرکت‌های داده محور می‌توانند نقش بسزایی ایفا کنند. در این مقاله قصد داریم به اهمیت نقش شرکت‌های داده محور در اینفلوئنسر مارکتینگ بپردازیم.

 

یک شرکت داده محور به چه شرکتی گفته می‌شود؟

یک شرکت مبتنی بر داده‌ها که اصطلاحاً شرکت داده محور نامیده می‌شود، در واقع سازمانی است که به جای اتکای صرف به تجربه و شهود، به تحلیل داده‌ها می‌پردازد و تصمیمات مهم خود را بر اساس آن‌ها می‌گیرد. تفاوت یک شرکت داده محور با سایر شرکت‌ها در استفاده از داده‌ها و تحلیل دقیق آن‌ها است؛ بسیاری از شرکت‌ها ممکن است گزارش‌های آماری و ارقامی داشته باشند و به آن‌ها توجه کنند؛ اما در یک شرکت داده محور آمار و ارقام حرف اول را می‌زند و تمام تصمیمات مهم بر اساس ارزیابی آن‌ها گرفته می‌شود. در حالی که در سایر شرکت‌ها داده‌ها چندان مورد تحلیل‌های پیچیده قرار نمی‌گیرند و تصمیم‌گیری‌ها ممکن است بر اساس مناسبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی انجام شوند. از آنجایی که در بستر اینترنت می‌توان داده‌های زیادی را به سادگی بدست آورد، بسیاری از شرکت‌های اینترنتی با رویکرد داده محور فعالیت می‌کنند که از جمله آن‌ها می‌توان به گوگل، فیسبوک و آمازون اشاره کرد. البته شرکت‌های غیر اینترنتی دیگری هم وجود دارند که بدلیل دسترسی به منابع دست اول با این رویکرد کارهای خود را به پیش می‌برند. شرکت‌های داده محور قدرت مانور بالایی برای تبلیغات در اینستاگرام دارند.

چرا نقش شرکت‌های داده محور در تبلیغات مهم است؟

امروزه بسیاری از کسب و کارها بصورت اینترنتی فعالیت می‌کنند و درصد زیادی از افراد جامعه نیازهای خود را بصورت اینترنتی تأمین می‌کنند. به همین خاطر اینترنت محل رفت و آمد طیف‌های گسترده‌ای از اقشار جامعه است و منبع مهمی برای داده‌های مرتبط با کسب و کار و بازار محسوب می‌شود. اگر تا چند دهه‌ی گذشته از روی شلوغی بازار و شلوغی فروشگاه‌ها در خیابان‌ها متوجه تأثیرگذاری آن‌ها می‌شدیم، امروزه اعدادی مانند میزان ترافیک سایت، تعداد سفارش‌های آنلاین، تعداد بازدیدها از یک موضوع، نظرات کاربران و مواردی از این قبیل مورد توجه قرار می‌گیرند. به علاوه در کسب و کارهای اینترنتی می‌توان موارد بیشتری از اطلاعات بازار مانند طیف سنی مشتریان، دسته‌بندی سلیقه‌ها، انتخاب‌های قبلی، علائق و… را بدست آورد. از آنجایی که شرکت‌های داده محور داده‌های موجود و واقعی را مبنای تصمیم‌گیری خود قرار می‌دهند، به نتایج عینی‌تر و مؤثرتری دست پیدا می‌کنند.

راز موفقیت شرکت‌های داده محور در تبلیغات اینستاگرام چیست؟

همانطور که می‌دانید اینفلوئنسرمارکتینگ یکی از مؤثرترین روش‌های تبلیغات در اینستاگرام است که از طریق اینفلوئنسرها انجام می‌شود. اینفلوئنسرها وظیفه دارند در لایه‌های مختلف جامعه نفوذ کرده و آن‌ها را با یک کسب و کار آشنا کنند. اما این کار بدون داشتن یک ذهنیت واقعی از جامعه هدف امکان‌پذیر نیست. فرض کنید یک شرکت بخواهد برای محصول عطر و ادکلن خود از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ در اینستاگرام تبلیغات کند؛ در این صورت باید بداند که چه قشرهایی از جامعه بیشتر از این محصول استفاده می‌کنند و یا میزان استقبال به محصولات مشابه چطور بوده است؟ شرکت‌های داده محور قادرند با تعبیه‌ی ابزار جستجو برحسب قیمت، تمکن مالی جامعه‌ی هدف را بسنجند که این امر برای انتخاب استراتژی‌های بعدی مبنی بر ارائه‌ی تخفیف‌های تشویقی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به علاوه، انتخاب اینفلوئنسرها باید بر مبنای موضوع صورت گیرد تا هدفمندی تبلیغات افزایش پیدا کند. شناخت اینفلوئنسرها نیز بر مبنای تجربه‌ی آن‌ها و تجزیه و تحلیل فعالیت‌های گذشته‌ی آن‌ها انجام می‌شود و تمام این موارد به «داده‌ها» مربوط می‌شوند. یک شرکت داده محور تمام

داده‌های مرتبط را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد و از طریق انجام تحلیل‌های عمیق و پیچیده، دقیقاً جامعه‌ی هدف را پیدا کرده و بر این اساس استراتژی مناسب جهت تبلیغات را انتخاب می‌کند. به همین خاطر معمولاً هزینه‌هایی که از سوی صاحبان کسب و کارها به شرکت‌های داده محور برای امر تبلیغات داده می‌شود، در مدت زمان کوتاهی به جیب آن‌ها باز می‌گردد.

 

چرا تبلیغات در اینستاگرام از طریق شرکت‌های غیرداده محور، اتلاف سرمایه است؟

دلیل این مسئله روشن است؛ زیرا شرکت‌های غیرداده محور فرآیندهای تصمیم گیری خود را بر اساس واقعیت‌های موجود بازار برنامه ریزی نمی‌کنند. شرکت‌های غیرداده محور چندان کاری به داده‌های موجود ندارند و بر اساس مناسبات خود با بازار در زمینه بازاریابی تبلیغات می‌کنند. آن‌ها در جریان تغییرات لحظه‌ای بازار قرار نمی‌گیرند، زیرا اساساً چنین رویکردی ندارند و اگر هم زمانی بخواهند از این تغییرات باخبر شوند، نمی‌توانند؛ زیرا نه دسترسی‌های لازم را به منابع دادگانی دارند و نه از قبل زیرساخت‌های ضروری برای چنین امری را فراهم کرده‌اند. به همین خاطر معمولاً از روش‌هایی استفاده می‌کنند که ممکن است مربوط به سال‌ها پیش باشد؛ روش‌هایی که نه تنها هیچ نتیجه‌ای دربرنخواهد داشت بلکه به دلیل قدیمی بودن، ممکن است به اعتبار یک کسب و کار خدشه وارد کند. این در حالی است که شرکت‌های داده محور قادر هستند با استفاده از ابزارهای مختلف به‌صورت لحظه‌ای و از طریق تبلیغات در اینستاگرام بازار را رصد کنند و نبض آن را در دست بگیرند. از آنجایی که پست‌های اینستاگرامی بیشترین تأثیر را در ساعات اولیه  پس از به اشتراک گذاری دارند، با استفاده از این موضوع می‌توان واکنش‌های مناسب و سریع را برای بازار برنامه ریزی کرد.

با توجه به توضیحاتی که در بالا گفته شد، می‌توان گفت که هزینه صرف شده در یک شرکت تبلیغاتی داده محور، علاوه بر تبلیغات در مراحل بعدی توسعه کسب و کار نیز جریان دارد؛ اما هزینه‌های صرف شده در یک شرکت غیرداده محور تنها صرف تبلیغات مقطعی می‌شود که برای موفقیت آن هم نمی‌توان تضمینی ارائه داد.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *